تبليغاتX
ميـميـرم بــــرات
بـراي خواب معصومانه عشـق كمـك كن بستـري از گـل بسازيـم

 

روزبعداز رفتن تو اينه جا خورد تا منو ديد
آينه بامن گفتگوكرد اول ازحال تو پرسيد
روزبعدازرفتن تو رازقي مرد باغچه خشكيد
دل اطلسي شكست و شعرم از دست تو رنجيد
روز بعد از رفتن تو ظلمت تازه ورق خورد
نسترن هاي رو تاقچه بي تو پرپر شد و پژمرد
نفسامو سينه پس زد زمين عاشقاشو بلعيد
دل اسمون گرفت و بارون فاجعه باريد
روز بعد از رفتن تو


+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 19:48  توسط ســــــامـــــــان  | 

هنـوزم عاشقترينم

گفتم كه رفتنت يه روز قاب دلـم رو مـيشكنه

گفتي كه اين بخت تو بود تقدير تو شكستنه

 

هر وقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم ميبينم

حس ميكنـم پيش مني هنـوزم عاشقترينم

 

گفتم بمون اون روز ميــاد غصه هامون تموم ميشه

گفتي اگه با هم باشيم لحظه هامون حروم ميشه

 

هر وقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم ميبينم

حس ميكنـم پيش مني هنـوزم عاشقترينم

 

وقتي رفتي همه دنيــا رو سرم انگاري خراب شد و دلم شكست

ساز من زانوي غم بغل گرفت رفت و كز كرد گوشه اتاق نشست

 

هر وقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم ميبينم

حس ميكنـم پيش مني هنـوزم عاشقترينم

 

از وقتي رفتي هيچ كسي همدرد و همرازم نشد

هيچ كسي حتـي يه دفـعـه هم غصه سازم نشد

 

رفتي ولي بدون هنوز عاشقتم تا پاي جون

دل بهاريم عاشـقه چه تو بهار چه تو خزون

 

هر وقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم ميبينم

حس ميكنـم پيش مني هنـوزم عاشقترينم


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 19:0  توسط ســــــامـــــــان  | 

 

نـميـدانــم پـس از مــرگم كسـي يــــادم كند يانه؟
بـــخــوانــد دفــتـر شعـــرم ، مرا شادم كند يا نه؟
مــني كـــه بـــا امــيــد لـطف يـــزدان رفتم از دنيا
نـميدانـــــم كه او گوشـــي به فريادم كنــد يا نه؟
هـــر آنكس را كه در دنيا زخود رنجانــده ام گـاهي
نـميدانــــم ز بــنــد خــويـش آزادم كــنــد يــا نــه؟
اگــر بــا تـيـشـه طـعـنـه بـشـد ويـران دلـي از من
نــمـي دانــم كــه آن ويــرانـــه آبــادم كـنـد يـا نه؟
بـه نـاحـق گـر كـه خوردم مالي از طـفل يتيم اينك
نمـــي دانـــم كــه بــا بـخشيدنم شادم كند يا نه؟
اگـرگــرديـد نـيــلي صـورتـي از سـيلـي و مُـشـتم
نــمــي دانــم گــذشــتــش خـانـه آبادم كنـد يانه؟

اگـر گـاهـي دل مـــادر زخـود رنــجــانـده گردانـدم
نـــمـــي دانــم كــه شـيرش را حلالم ميكند يانه؟
ز فـــرمان پــدر گاهــي اگـــرپــيــچـيده ام ســر را
نــمـــي دانــم كـه با بخشش زلالم مي كند يانه؟
اگر حــقــي بـه ناحـق كـرده ام در طول عمر خود
نـمي دانـم كـه صاحب حق خلاصم مي كند يانه؟
اگــر گــامــي بــه راه كــج نهادم ، پاي درظـلـمت
نــمــي دانـم كــه پا فكري به حالم مي كند يانه؟
دروغــم گــر کــه فــردی را گــرفــتـار بـلا گردانـد
گــذشــتـش آنـک آســوده خـیـالم  می کند یا نه؟
دل جــاویـــد گــر رنـجـیـده  شد از دست این و آن
نــمـی دانـم کـــه  دل دور از ملالم می کند یا نه؟


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 13:13  توسط ســــــامـــــــان  |