بـراي خواب معصومانه عشـق كمـك كن بستـري از گـل بسازيـم
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 1:44  توسط ســــــامـــــــان
|
حــرف دل مـــن
هيچ کس نيست که بداند در دلم چه مي گذرد. اگر مي بيني مي نويسم و مي نويسم و به نوشتن ادامه مي دهم از آن روست که مي دانم تو مي خواني. مي دانم تو هستي و تو مي بيني و مي شنوي. مي دانم که تو در کنار مني. شايد نه در فاصله اي نزديک اما لاقل آنقدر که ..... اصلا مهم نيست. کافي لبخندي از تو و يا حتي گوشه چشمي را در ذهن مرور کنم. مي توانم ساعتها بنويسم و براي همين است که مي گويم اينها همه از سر عاشقي است